<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات جامعه شناختی  (نامه علوم اجتماعی سابق)</title>
    <link>https://jsr.ut.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات جامعه شناختی  (نامه علوم اجتماعی سابق)</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 07 Jun 2022 00:00:00 +0430</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 07 Jun 2022 00:00:00 +0430</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رتوریک جنبش جلیقه‌زردهای پاریس</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_87528.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;در دو دهه‌ی اخیر، جهان شاهد جنبش‌هایی کثیر با ماهیت‌هایی متنوع بوده است. وقوع انقلاب‌های رنگی در سال 2000، آغازگر سبک نوینی از اعتراضات به شیوه‌ی مسالمت‌آمیز بود. حدود یک دهه بعد، در سال 2011، چهره‌ی دیگری از اعتراضات در قالب جنبش‌های شبکه‌ای ظهور کرد که فصل جدیدی را در این عرصه رقم زد. 7 سال بعد، جنبش بزرگ جلیقه‌زردهای پاریس (2018) با دامنه‌ی اثرگذاری گسترده در کشورهای اروپایی رخ داد، که وارث جنبش‌های هم‌عصر خود بود و ماهیتی تلفیقی داشت. مقاله‌ی حاضر درصدد است با اتکا به رویکرد نظری چارچوب‌سازی بنفورد و اسنو و با استفاده از روش تحلیل رتوریک، جنبش جلیقه‌زردها را بررسی کند. نتایج حاصله ناشی از شناخت چارچوب‌های تشخیصی، تجویزی و انگیزشی معترضین در جریان جنبش بوده است و این شناخت در پرتوی بررسی نمادهای اعتراضی (شعرها، شعارها و گرافیتی‌ها) تحقق یافته است. همچنین به نقش رسانه‌ها در مشروعیت‌بخشی به و ــ برعکس ــ مشروعیت‌زدایی از جنبش اشاره شده است و در نهایت تاکتیک‌های اعتراضی جلیقه‌زردها در جریان کنش جمعی آن‌ها بیان شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عینیت فاکت ارزش بار چگونه ممکن است؟ طرح وبری از فاکت اجتماعی</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_88014.html</link>
      <description>ماهیت فاکت در علوم اجتماعی و نسبت آن با ارزش&amp;amp;shy;ها، یکی از مهمترین مناقشات کلاسیک و امروزین معرفت&amp;amp;shy;شناسی و روش&amp;amp;shy;شناسی علوم اجتماعی را تشکیل می&amp;amp;shy;دهد. مقاله حاضر به این پرسش می&amp;amp;shy;پردازد که &amp;amp;laquo;آیا فاکت اجتماعی ارزش&amp;amp;shy;بار است؟ اگر آری، عینیت فاکت اجتماعی ارزش&amp;amp;shy;بار چگونه ممکن است؟&amp;amp;raquo;. در پاسخ به این مسئله، سه رهیافت&amp;amp;shy; اثباتی، ضداثباتی و پسااثباتی سه تز رقیب را مورد بحث و بررسی قرار داده&amp;amp;shy;اند. پژوهش حاضر از طریق تحلیل محتوا آراء پسااثباتی ماکس وبر که بر معرفت&amp;amp;shy;شناسی کانت و نئوکانتی&amp;amp;shy;های مکتب بادن استوار است، استدلال می&amp;amp;shy;کند که در علوم اجتماعی اولا؛ مداخله ارزش&amp;amp;shy;ها در گردآوری، ثبت و برساخت فاکت اجتماعی امری ممکن، مشروع و حتی ضروری است و از اینرو، فاکت اجتماعی ارزش&amp;amp;shy;بار است. ثانیا؛ ارزش&amp;amp;shy;باری فاکت اجتماعی نه&amp;amp;shy;تنها مخلِّ عینیت نیست بلکه شرط سوبژکتیو عینیت است. در رهیافت وبری، ارزش&amp;amp;shy;های کنشگران اجتماعی نقش &amp;amp;laquo;مقوم&amp;amp;raquo; و ارزش&amp;amp;shy;های پژوهشگران اجتماعی نقش &amp;amp;laquo;تنظیم&amp;amp;shy;کننده&amp;amp;raquo; در برساخت فاکت اجتماعی دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چگونگی رویداد سیاستگذاری سلامت در بستر نظام قدرت: تحلیل گفتمانی طرح تحول نظام سلامت در دولت یازدهم و دوازدهم</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_88198.html</link>
      <description>طرح تحول نظام سلامت به عنوان مهم‌ترین دستاورد دولت روحانی تا واپسین روزهای ریاست جمهوری او خوانده می‌شد. این طرح با توجه به شرایط بین المللی و داخلی کشور در عرصه بهداشت و درمان به عنوان اصلی‌ترین برنامه دولت یازدهم در عرصه سیاست داخلی بلافاصله پس از آغاز به کار دولت کلید خورد و توانست عرصه‌ای مستعد برای هویت سازی دولت فراهم آورد. این مقاله با اتخاذ چارچوب مفهومی سلامت و سیاست سعی در ترسیم این رابطه در سطح نظری&amp;amp;nbsp; دارد. روش تحلیل گفتمان تاریخی برای تحلیل مناسبات سیاسی در اجرای طرح تحول نظام سلامت&amp;amp;nbsp; به کار گرفته شده است.&#13;
یافته‌ها نشان می‌دهد، دولت یازدهم از طریق &amp;amp;nbsp;چارچوب استراتژیک وضع نامطللوب موجود، پیشرفت و توسعه توانست حمایت‌های گفتمانی لازم برای تصویب و اجرای طرح تحول نظام سلامت را &amp;amp;nbsp;فراهم آورد و تصور موفقیت آمیزی از اجرای طرح ایجاد کند. اما در ادامه از آن به عنوان ابزاری جهت مشروعیت بخشیدن به اقدامات دولت در عرصه سیاست خارجی، انتقاد به ساختار سیاسی و فرهنگی موجود در جامعه، حذف رقبا و منتقدان و بنا نهادن خودی مثبت و برساخت دیگری منفی در عرصه سیاسی استفاده کرد. اقدامی که به تدریج باعث واگرایی گفتمانی و از دست رفتن حمایت‌های لازم برای اجرای طرح تحول سلامت شد و در عرصه بهداشتی و درمانی انسداد‌های جدی را پیش آورد.&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوشه‌های خشم؛ رتبه‌بندی دانشگاه‌های برتر کشور از نظر خشونت نمادین به مثابه ابزار بازتولید وضعیت موجود</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_90072.html</link>
      <description>در روند بررسی وضعیت خشونت نمادین آموزش عالی ایران به واسطه‌ی عادت‌واره (هبیتوس) کنکور سراسری، به بهانه‌ی نابسامانی کلی پیش‌آمده در وضیعت کشور، پیوند مفهوم وضعیت نظم موجود با نظام آموزش عالی یک کشور، ابتدا از دیدگاه نظری مورد بررسی قرار گرفته‌است. سپس با تمرکز بر مفهوم خشونت نمادین، با رویکردی بوردیویی، سعی در تحلیل کمی وضعیت خشونت نمادین و باز‌تولید وضعیت موجود توسط عاملین اجتماعی تحت آموزش در دانشگاه‌های برتر داشته‌ایم. این دانشگاه‌ها با توجه به رتبه‌بندی‌های بین‌المللی و داخلی و همین‌طور ترتیب اولویت آن‌ها در انتخاب داوطلبان برتر کنکور انتخاب شده‌اند. در این روند با اتکا به روش تحلیل تناظر چندگانه و تحلیل خطی خوشه‌ای، حد معنا‌داری از میزان خشونت باز تولید شده در دانشگاه‌های برتر کشور بر اساس پیش‌زمینه ذهنی به‌وجود آمده در دانشجویان این دانشگاه‌ها، ارائه شده‌است و بر اساس آن رتبه‌ی دانشگاه‌های برتر کشور در تولید خشونت نمادین ارائه و سهم آن‌ها در باز‌تولید وضعیت موجود مشخص گردیده است. بدین ترتیب که پس از ارائه‌ی تعریف دقیق‌تری از خشونت نمادین و استخراج شاخص‌های قابل اندازه‌گیری در مقیاس لیکرتی، میزان خشونت تولید شده توسط دانشجویان هر‌کدام از این دانشگاه‌ها با سنجه‌ی ارائه شده در روش‌شناسی پژوهش اندازه‌گیری و با توجه به درجه‌ی معناداری این سنجه، دانشگاه‌ها نسبت به یکدیگر در یک رتبه‌بندی مقایسه شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل موثر بر انسجام فرهنگی و اجتماعی آذری‌های مقیم نوشهر (نمونه موردی: مهاجران میانه‌ای)</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105811.html</link>
      <description>ایران از یکسو دارای تنوع فرهنگی است و از سوی دیگر درهم‌تنیدگی پر رنگی در این تنوع دیده می‌شود؛ به گونه‌ای که گاهی مرز کشیدن میان این تنوعات، امری بس دشوار و بلکه ناممکن است. این درهم‌تنیدگی فرهنگی ایرانیان می‌تواند دلایل بسیاری داشته باشد که مهاجرت یکی از آنهاست.در همین راستا، استان مازندران در طول دو سده اخیر، مقصد بسیاری از مهاجران و تبعیدیان بوده است؛ چه در دوره قاجار که مثلا گروه‌هایی از کردها برای کنترل شدن به این استان کوچانده شدند، چه آذری‌هایی که از دوره پهلوی به بعد برای کار به این استان مهاجرت کردند، و چه مهاجرت‌های نسبتا گسترده از سراسر ایران به این استان در دهه اخیر به دلیل آب و هوای مساعد. یکی از این گروه‌ها، آذری‌های شهر میانه‌اند که از حدود پنج دهه پیش به این سو به نوشهر مهاجرت کرده و ساکن شده‌اند. این پژوهش در پی سنجش میزان همبستگی یا جدایی‌گزینی این گروه مهاجر با بومیان نوشهری انجام شده است.روش گردآوری داده‌های پژوهش مبتنی بر مصاحبه‌های عمیق با ۱۸ نفر از آذری‌های نوشهر بوده است. از نتایج این پژوهش با استفاده از نظریه گروه‌های قومی و مرزهای بارث روشن شده که اولا آذری‌های مقیم نوشهر جدای از هویت قومی، دارای تشکیلاتی منسجم و منظم هستند و ثانیا عوامل مثبت و منفی متعددی بر شکل‌گیری این تشکیلات و حفظ و تقویت آن اثرگذار بوده است. از جمله مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر این تشکیلات، عرق به سرزمین و زبان مادری از یک‌سو و احساس تبعیض از سوی دیگر بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه‌شناختی تناسب در نمایندگی جامعه ایرانی: ابعاد طبقاتی و جمعیت شناختی نمایندگی در ایران بعد از انقلاب اسلامی</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_87529.html</link>
      <description>بافت جامعه و ترکیب نمایندگان سیاسی در ایران از مقطع انقلاب اسلامی سال 1357 تاکنون، تغییرات شگرفی داشته است. تحقیقات پیشین، توجه کمتری به تناظر و تناسب بین ترکیب اقتصادی-اجتماعی و جمعیت شناختی جامعه ایران و بالاخص ترکیب نمایندگان سیاسی منتخب در مجالس شورای اسلامی، به عنوان نهادی که بیشترین ظرفیت برای برقراری چرخش نخبگان سیاسی پس از انقلاب اسلامی را فراهم آورده است، داشته اند. با بهره گیری از داده های خام سرشماری عمومی نفوس و مسکن و همچنین مجموعه داده های معرفی نمایندگان مجلس شورای اسلامی، این پژوهش به سنجش اندازه تناسب در نمایندگی توصیفی نمایندگان ده دوره مجلس در فاصله سال های 1359 تا 1399 می پردازد. به منظور سنجش تناسب در نمایندگی طبقات اجتماعی در ایران بعد از انقلاب، برای نخستین بار، یک مدل تلفیقی تبدیل مقولات شغلی به پایگاه طبقاتی بر اساس طرحواره اریکسون-گولدثورپ-پورتوکارِرو پیشنهاد شده است. در توضیح مکانیزم تناظر بین جامعه و نخبگان سیاسی در ایران بعد از انقلاب، به نظریات ناظر بر مناسبات دولت و جامعه، و همچنین نظریه بازتولید فرهنگی مراجعه شده است. نتایج مستخرجه نشان از بیش-نمایندگی طبقه بالا در مجالس ایران بعد از انقلاب دارد که مؤید حمایت ضمنی از رویکرد لیبرال-تکثر گرایانه نسبت به رابطه دولت و جامعه است. این پژوهش همچنین شواهدی مبتنی بر کم-نمایندگی طبقه پایین (کارگر)، و همچنین شواهدی از طبقه-محور بودن دسترسی به آموزش یافته است که گواه قدرت توضیحی رویکرد های قائل به اصالت مناسبات طبقاتی در ساختار دولت است. شاخص عدم تشابه همچنین آشکار می سازد که در حالیکه طبقه متوسط و اقلیت های قومی و مذهبی (به رسمیت شناخته شده) بطور برازنده در مجالس ده گانه نمایندگی شده اند، با اینحال، زنان، گروه های شغلی پایین و گروه های سنی جوان دچار کم-نمایندگی هستند. در نهایت بحث می شود که به منظور تحقق حداکثری عدالت سیاسی و برقراری چرخش مردمسالارانه نخبگان سیاسی، اهتمام به ارتقاء نمایندگی توصیفی ضروری به نظر می رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل‌گفتمان انتقادی و مسأله اجتماعی تحلیل آیین‌نامة ساماندهی کودکان‌کار و خیابانِ سازمان بهزیستی</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_99713.html</link>
      <description>در این پژوهش با استفاده از روش‌ تحلیل‌گفتمان انتقادی فرکلاف، تحلیلی از مساله اجتماعی کار کودکان، ارائه شده است. از این‌رو با انتخاب متن آیین‌نامه ساماندهی کودکان‌کار و خیابانی (شبانه روزی-دولتی) (1384)، گفتمان های موجود در بهزیستی در نسبت با کودکان کار تبیین شد. با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، متن آیین نامه بهزیستی در سه سطح توصیف، تفسیر و تببین تحلیل شد و با استفاده از روش آشنایی زدایی از متن و تکنیک‌های انتقادی فرکلاف در آشکارسازی ایدئولوژی‌ها، گفتمان‌های موجود در متن در سطح قوانین، نهاد متولی و نظم گفتمانی حاکم برآن روشن شد.یافته‌ها نشانگرِ ابهام در گفتمان حقوقی، غالب بودن گفتمان آسیب محور و طبیعی، بدیهی و ناگزیر انگاشته شدن کار کودکان بدون اشاره به علل ساختاری اقتصادی-سیاسی منجر به فقر، در تعریف مساله اجتماعی کار کودکان و ابهام در گفتمان حقوقی و شکاف پرنشدنی محتوای استاد بالادستی و قوانین با محتوای طرح های اجرایی، سلطه گفتمان متولی گری با رویکرد حمایتی و ساماندهی با سوژگی منفعل و نیازمند کودکان کار، در پاسخ به مساله کار کودکان است. درون این گفتمان، سلطه گفتمان متولی گری می‌کوشد با سیاست‌های اجتماعی &amp;amp;laquo;کنترل و کاهش&amp;amp;raquo; توان تاب‌آوری جامعه را در مقابل مسائل اجتماعی افزایش دهد و توان و ظرفیت حل مساله کار کودکان به طور ریشه‌ای و ساختاری را ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طبقه مستضعف: اغتشاشی مفهومی یا تلفیق گر سرمایه های نمادین</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_104901.html</link>
      <description>این مقاله قصد واکاوی مفهومی &amp;amp;laquo;طبقه ی مستضعف&amp;amp;raquo; را دارد و به این منظور مقایسه ای بین معنای جامعه شناختی طبقه با مفهوم مستضعف در ادبیات انقلاب 1357انجام داده است. در نوشتار حاضر به این می پردازیم که مستضعفین از منظر چهره های شاخص به کار برنده ی این مفهوم شامل چه اقشاری بوده و طبقه نامیدن این گروه های اجتماعی، چه مسائل تئوریکی را به وجود آورده است. این تحقیق که از نوع توصیفی-تحلیلی ست با رویکرد کیفی و روش اسنادی نوشته شده و تکنیک عمده در انجام آن، تحلیل محتوای کیفی نوشته ها و سخنرانی ها بوده است. برای شناخت طبقه به نظریات مارکس، وبر، پولانزاس و رایت مراجعه کرده و برای درک مقوله ی مستضعف بر آراء شریعتی، مطهری و امام خمینی تمرکز داشته ایم. تحلیل ما نشان می دهد که طبقه خواندن مستضعفان، در واکنش به منظومه های واژگانی چپ رخ داده اما به سبب تناقضات درونی به نادیده انگاری ستم طبقاتی منجر شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ظرفیت‌های تبیینی چارچوب مفهومی آرزو- قابلیت در مطالعۀ تصمیمهای مهاجرتی ایرانیان تحصیلکرده</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_104904.html</link>
      <description>در ایران روایتی از مهاجرت بین‌المللی هژمونیک شده است که متأثر از نظریه‌های جریان اصلی حوزۀ مهاجرت‌پژوهی، خطی، اثبات‌گرا و مبتنی بر این فرض و مقوم این تصویر است که &amp;amp;laquo;تنها&amp;amp;raquo; با روندی فزاینده از رفتن‌، بریدن‌ و جلای وطن روبه‌رو هستیم. این مقاله با نگاه به تحول انتقادی شکل‌گرفته در ادبیات مهاجرت و خاصه با تکیه بر چارچوب مفهومی آرزو &amp;amp;ndash; قابلیت ، می‌کوشد نشان دهد که روایت مسلط کنونی چگونه بخش‌های مهمی از واقعیت اجتماعی موجود دربارۀ تصمیم‌های مهاجرتی رفتن، ماندن و بازگشتن را نادیده می‌انگارد. در حالی که روایت غالب با استناد به شرایط و بحران‌های مبتلابه ایران، هرگونه بازاندیشی در مهاجرت را ‌استثنایی فردی قلمداد می‌کند، این مقاله با رویکرد روایت‌پژوهی و شناسایی چند سنخ کلیدی &amp;amp;laquo;آستانه‌ای&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بازاندیش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مقاوم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;هم‌سرنوشت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مسافر/مهاجر&amp;amp;raquo; ادعا می‌کند که در دل همین بحران‌ها نیز اقسامی از تأمل، بازاندیشی و تنوع در تصمیم‌ها و وضعیت‌های متنوع مهاجرتی ایرانیان تحصیلکرده وجود دارد که درک پیچیدگی‌های آن‌ها با اتکای صرف بر جریان‌های نظری اصلی و رایج مهاجرت‌پژوهی ممکن نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه رابطه میان مهارت‌های ارتباطی و شخصیت جامعه‌پسند در میان جوانان ۲۰ تا ۳۵ ساله شهر تهران</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105216.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناخت رابطه میان مهارت‌های ارتباطی و شخصیت جامعه‌پسند در میان جوانان شهر تهران انجام شده است. پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی است و با تکنیک پیمایش و ابزار گردآوری پرسشنامه انجام شده است. برای سنجش مهارت‌های ارتباطی از پرسشنامه و 34 گویه‌ای مهارت‌های ارتباطی کوئین‌دام (2004) و برای سنجش وضعیت شخصیت جامعه‌پسند جوانان از پرسشنامه 29 گویه‌ای شخصیت جامعه‌پسند صفاری‌نیا (1391) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه جوانان ۲۰تا ۳۵ ساله شهر تهران بوده و تعداد  203 نفر از جوانان براساس فرمول کوکران و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چهار  مرحله‌ای انتخاب شدند. یافته‌ها نشان داد که میان توانایی دریافت و ارسال پیام با نگاه از منظردیگران، استدلال اخلاقی دوجانبه، استدلال اخلاقی جهت‌گیری شده رابطه مثبت قوی و معنی‌دارمشاهده   می‌شود. همچنین بین کنترل عاطفی با استدلال اخلاقی دوجانبه، استدلال اخلاقی جهت‌گیری شده، بین مهارت گوش دادن با استدلال اخلاقی دوجانبه، استدلال اخلاقی جهت‌گیری شده رابطه مثبت قوی و معنی‌دارمشاهده می‌شود. بین توانایی دریافت و ارسال پیام و مهارت گوش‌دادن با پریشانی فردی رابطه منفی و معنی ‌دار وجود دارد. بین مهارت گوش دادن با وضعیت کلی شخصیت جامعه پسند، همچنین بین بینش نسبت به فرایند ارتباط با مسئولیت اجتماعی، نگاه از منظردیگران، استدلال اخلاقی دوجانبه، استدلال اخلاقی جهت‌گیری شده رابطه مثبت قوی و معنی‌دار مشاهده می‌شود. بین بینش نسبت به فرایند ارتباط با پریشانی فردی رابطه منفی و معنی‌دار وجود دارد. بینش نسبت به فرایند ارتباط با وضعیت کلی شخصیت جامعه پسند، رابطه مثبت قوی و معنی‌دار مشاهده می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گذار از مرزهای پزشکی: گسترش بسترهای دیجیتال و دارویی شدنِ زندگی در ایران پس از دهه 90</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105478.html</link>
      <description>پژوهش حاضر درصدد است تا نشان دهد که در سال های اخیر به میانجی بسترهای دیجیتال و نقش فناوری چگونه تغییرات سبک زندگی در ایران به بخشی از بازار دارویی گره میخورد و شکلی از دارویی شدن زندگی را تولید کرده است که در آن بازیگرانی فراسوی پزشکی و پزشکان، یعنی کسب و کارهای دیجیتال، داروخانه ها، مشاوران، سلبریتی ها و دیگر افراد نقش مهمی را در هدایت و آگاه سازی نسبت به مصرف دارو و مکمل های سلامت محور و مرتبط با سبک زندگی بازی می ‌کنند. روش این پژوهش از نوع توصیفی و تحلیلی و برگرفته از روش نوربرت الیاس نوعی روش تلفیقی است که از اسناد، قوانین، درگاه ها و سامانه ها، آمارها و اطلاعات از اخبار و همچنین برخی از بسترهای دیجیتال برای نشان دادن این جریان استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان دادکه زندگی در دهه اخیر در ایران به واسطه برخی از تغییرات مرتبط با پیشرفت فناوری و تغییر ذائقه مصرفی مردم به شکلی از قدرت و سیاست گره خورده که آن را دارویی شدن زندگی نامیده ایم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعة جامعه‌شناختی تأثیر عوامل اقتصادی بر میزان مشارکت در دور اول انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1403</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105506.html</link>
      <description>این پژوهش با تمرکز بر دور نخست انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال ۱۴۰۳ و با واحد تحلیل استانی، به بررسی نقش متغیرهای اقتصادی در تعیین سطح مشارکت انتخاباتی می‌پردازد. با اتکا به چارچوب‌های نظری &amp;amp;laquo;انصراف&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مدل منابع رأی‌دهی&amp;amp;raquo;، فرضیه اصلی پژوهش آن است که وخامت شرایط اقتصادی ـ از جمله نرخ بیکاری، نابرابری درآمدی، فقر چندبعدی، و شکاف درآمد و هزینه خانوار ـ موجب کاهش مشارکت در انتخابات می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهند که تنها نرخ بیکاری رابطه‌ای منفی و معنادار با میزان مشارکت دارد؛ در حالی که ضریب جینی، شاخص فقر چندبعدی و اختلاف درآمد و هزینه‌ها (به‌عنوان نمایندة پس‌انداز خانوار) با مشارکت انتخاباتی همبستگی معناداری نشان نمی‌دهند. همچنین، تحلیل‌های تعاملی میان متغیرهای مذکور نیز حاکی از فقدان اثرگذاری معنادار آن‌ها بر مشارکت است. این نتایج در عین تأیید نسبی مکانیسم‌های نظریه‌ی انصراف، بیانگر محدودیت‌های تحلیل تجمیعی و پیچیدگی رابطة میان وضعیت اقتصادی و انگیزه‌های رأی‌دهی در بستر ایران هستند. بر این اساس، برای آزمون دقیق‌تر نظریة منابع در ایران، ضرورت مطالعات تکمیلی با داده‌های فردی و خانوادگی و نیز رویکردهای چندسطحی مورد تأکید قرار می‌گیرد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأسیس جامعه‌شناسی نوستالژی، با فرِد دیویس</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105635.html</link>
      <description>اصطلاح نوستالژی در طول قرن بیستم موضوع تحقیقات جدیدی در حوزه‌های مختلفی شد و دایرة کاربردی و مفهومی آن انبساط پیدا کرد. از آخرین حوزه‌های پذیرندة آن جامعه‌شناسی است که در حدود نیم‌قرن اخیر توانسته توسعه بیابد. فرِد دیویس، جامعه‌شناس آمریکایی، اولین کتاب را در ربط نوستالژی به اجتماع نگاشت و جامعه‌شناسی نوستالژی را پایه گذاشت. او با مفهوم‌سازی، تفکیک‌ها، نمونه‌ها، وتحلیل‌هایی که ارائه می‌دارد، نوستالژی را عاطفه‌ای اجتماعی بازشناسی می‌کند و شرح می‌دهد که تجربة آن واسطِ معنا و بافت‌های ‌وسیع‌تر گروه‌ها و موقعیت‌های اجتماعی می‌شود، که می‌تواند در فهم فرد یا گروه از خود، فهم تاریخی، ساختار اجتماعی و امور دیگری از زندگی انسانی مؤثر باشد. این مقاله ضمن جلب نظر به کاربردهای اصطلاح نوستالژی، در معرفی مبحث جامعه‌شناسی نوستالژی گزارش و ترجمه‌ای می‌دهد از قسمت‌هایی از کتاب مهم فرِد دیویس در باب این مبحث، و سپس رویکرد جامعه‌شناختی او را شناسایی، مرجعیت آن را مطرح، و بر نتیجة شرح وی و ارزش کار او تأمل می‌کند. به این امید که نور این مبحث به ایران و تفکر فارسی‌زبان نیز تابیده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رشته تحصیلی و مشارکت سیاسی</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105636.html</link>
      <description>در باره رابطه رشته تحصیلی و مشارکت سیاسی به شکل عام و مشارکت انتخاباتی به ‌صورت خاص و ترجیح انتخاباتی به ‌صورت اخص، تحقیق مستقلی انجام‌ نشده است. این امر که چه رشته‌هایی در سیاست فعال‌تر هستند؛ توسط محققان مورد بررسی قرار گرفته که به نتیجه یکسانی نرسیده‌اند. در این مطالعات کمتر به مکانیسم‌های تأثیرگذاری اشاره‌شده و اثر تحصیلات را به‌عنوان تأثیر دانشگاه مورد وارسی و تحلیل قرار می‌دهند. این مقاله درصدد بررسی این مهم است. روش پژوهش مقاله روش تطبیقی درون کشوری است. با ملاحظه اطلاعات آماری رشته تحصیلی سال 1390، ما انتخابات سال 1388 و 1392 ریاست جمهوری را برای مطالعه و تحقیق انتخاب کردیم. واکاوی تاریخ معاصر ایران و رشته‌های تحصیلی وزرا و نمایندگان مجلس شورای اسلامی نشان می‌دهد که مهندسان و دانشجویان رشته‌های فنی و مهندسی، حقوق و پزشکی در سیاست فعال‌تر از دیگر رشته‌ها هستند. نتایج آزمون‌های تحقیق نشان داد:1. رشته‌های تحصیلی الف. مهندسی، تولید و ساخت و ب. علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق در انتخابات بیشتر و رشته‌های تحصیلی الف. علوم تربیتی و ب. علوم انسانی و هنر ج. خدمات و د. بهداشت و رفاه (بهزیستی) کمتر شرکت می‌کنند.2. رشته تحصیلی الف. مهندسی، تولید و ساخت، ب. علوم انسانی و هنر دارای گرایش اصولگرایی و الف. علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق و ب. علوم تربیتی دارای گرایش اصلاح‌طلبی هستند.3. رابطه خاصی بین رشته تحصیلی ریاضی و کشاورزی با مشارکت و ترجیح انتخاباتی وجود ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرمایه اجتماعی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی مورد مطالعه: کارگاه‌های تولیدی استان تهران</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105665.html</link>
      <description>چکیده&#13;
تحولات معاصر در عرصه تولید و صنعت، نقش روابط انسانی و کنش‌های اخلاقی را در کارآمدی و پایداری سازمان‌ها برجسته کرده‌اند. یکی از کنش‌های مهم اخلاقی و انسانی در این قلمرو مساله مسئولیت‌پذیری اجتماعی است، در چنین بستری، سرمایه اجتماعی به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های بنیادین موثر بر این نوع از رفتار سازمانی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. این مقاله با هدف تبیین نقش سرمایه اجتماعی در ارتقای مسئولیت‌پذیری اجتماعی کارکنان، به بررسی موردی در کارگاه‌های تولیدی استان تهران می‌پردازد. از این رهگذر، پرسشی اصلی شکل می‌گیرد: سرمایه اجتماعی چه تأثیری بر شکل‌گیری رفتارهای مسئولانه و تعهد اجتماعی در محیط‌های صنعتی دارد؟ پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رویکرد کمّی و روش پیمایشی، داده‌های میدانی را از طریق پرسش‌نامۀ ساختاریافته گردآوری کرده است. جامعه آماری شامل کارکنان بخش‌های مختلف کارگاه‌های صنعتی استان تهران بوده و داده‌ها با استفاده از تحلیل‌های توصیفی و استنباطی بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که مؤلفه‌هایی چون روابط غیررسمی، اعتماد متقابل و هنجارهای مشارکتی، نقش برجسته‌ای در تقویت مسئولیت‌پذیری اجتماعی ایفا می‌کنند. با توجه به &amp;amp;nbsp;ابعاد مسئولیت‌پذیری، این نوع کنش در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده‌اند. همچنین، تحلیل رگرسیونی وجود رابطه معنادار بین سرمایه اجتماعی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را در سطح اطمینان بالا تأیید کرده است. نتایج به لزوم تقویت بسترهای سرمایه اجتماعی درون‌سازمانی و بازاندیشی در راهبردهای منابع انسانی برای ارتقاء اخلاق سازمانی اشاره دارد. این مقاله بر این باور است که توسعه پایدار صنعتی در گرو توجه به سرمایه اجتماعی به‌عنوان یک ظرفیت نامرئی اما مؤثر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه جامعه‌شناختی بی‌تفاوتی اجتماعی در تهران</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105676.html</link>
      <description>بی‌تفاوتی اجتماعی را یکی از مهم‌ترین پیامدهای زیست جهان مدرن، و مهم‌ترین عوارض آن‌را کاهش حس تعلق و هم‌بختی و افزایش خودخواهی و فردگرایی افراطی می‌دانند. در این تحقیق بی‌تفاوتی اجتماعی را در دو بعد بی‌تفاوتی رفتاری و بی‌تفاوتی عاطفی تعریف و تحلیل کرده&amp;amp;lrm;ایم. در بی‌تفاوتی رفتاری از نظریه سیمن و در بی‌تفاوتی عاطفی از نظریه ساث ول بهره گرفته‌ایم. بی‌تفاوتی رفتاری، با سطح مشارکت و درگیری و بی‌تفاوتی عاطفی با سطح بی‌قدرتی و بی‌معنایی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین خصوصیات موثر را برمبنای نظر آمارتیاسن در پنج بعد ناهمگنی‌های شخصی، گوناگونی‌های محیطی، تنوع شرایط اجتماعی، تفاوت دیدگاه‌های ارتباطی و توزیع درون خانواده تعریف کرده و رابطه‌ی آن‌ها با بی‌تفاوتی اجتماعی را سنجیده‌ایم.پژوهش با روش کمی پیمایش و استفاده از ابزار پرسشنامه انجام شده‌است. در این پژوهش منطقه 3، نماینده منطقه مساعد، منطقه 11 نماینده منطقه نیمه‌مساعد و منطقه 18 نماینده منطقه کمتر مساعد مورد مطالعه قرار گرفت. تعداد کل نمونه براساس جمعیت 20 سال به بالای شهر تهران و بر مبنای فرمول کوکران برابر با 240 نفر محاسبه شد. داده‌های مربوط به مفهوم بی‌تفاوتی اجتماعی نشان می‌دهد که میانگین بی‌تفاوتی در جامعه در حد متوسط( ۴ از ۱۰) است، البته میزان بی‌تفاوتی رفتاری بالاتر از ۵ و میزان بی‌تفاوتی عاطفی حدود ۴ است. همچنین رابطه‌ی تاهل، جنس، سن و هزینه ارتباطی با بی&amp;amp;lrm;تفاوتی اجتماعی تائید نشد. اما میزان درآمد و مدت اقامت در شهر تهران و محله دارای رابطه مثبت با بی‌تفاوتی هستند. تحصیلات، محل تولد و ثبات محله‌ای نیز دارای رابطه معکوس با بی‌تفاوتی اجتماعی هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرایند سکولاریزاسیون در آیینه نظریه‌ها: واکاوی تحولات دین پس از انقلاب صنعتی</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105688.html</link>
      <description>یکی از مهم‌ترین تحولات جهان مدرن، دگرگونی جایگاه دین در زندگی اجتماعی است. این مقاله با هدف تبیین نظری فرایند سکولاریزاسیون پس از انقلاب صنعتی، چهار نظریه اصلی را بررسی می‌کند: نظریه سکولاریزاسیون کلاسیک، مدل اقتصاد مذهبی، مدل تضاد اجتماعی-سیاسی و مدل انتقال فرهنگی-اجتماعی. نظریه کلاسیک، افول دین را نتیجه اجتناب‌ناپذیر مدرنیته، عقلانیت و تخصص‌گرایی می‌داند؛ در حالی که مدل اقتصاد مذهبی آن را تابع ساختار رقابتی بازارهای دینی و آزادی انتخاب مذهبی تلقی می‌کند. مدل تضاد اجتماعی-سیاسی، نقش درگیری‌های ایدئولوژیک میان دین و گفتمان‌های سکولار مانند ناسیونالیسم و سوسیالیسم را برجسته می‌سازد؛ و مدل فرهنگی-اجتماعی، بر دگرگونی کیفیت تجربه دینی و فرایندهای نمادین تمرکز می‌کند. بررسی این دیدگاه‌ها نشان می‌دهد که سکولاریزاسیون فرایندی متکثر، زمینه‌مند و غیریکدست است. در نهایت، با تحلیل تحولات دینی در دهه‌های اخیر از بازگشت دین به عرصه عمومی تا ظهور جامعه پسا‌سکولار نشان داده می‌شود که نظریه‌های سکولاریزاسیون نیازمند بازنگری و تلفیق مجدد در پرتو تحولات معاصرند. دین، برخلاف تصور پیشین، نه حذف‌شده و نه به حاشیه رانده شده، بلکه در قالب‌های نوین در حال بازآفرینی است. بر این اساس، مقاله حاضر بر ضرورت به‌کارگیری رویکردی چندسطحی و میان‌رشته‌ای در فهم وضعیت دین در جهان معاصر تأکید می‌کند. بر این اساس، مقاله با پیشنهاد یک مدل ترکیبی چندسطحی متشکل از ابعاد ساختاری، رفتاری، ایدئولوژیک و فرهنگی کوشیده است چارچوبی جامع‌تر برای فهم دین در جهان پسا‌سکولار ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>علی عبدالرازق در عصر فروپاشی «انحصار تفسیر» (ارسال مجدد)</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105767.html</link>
      <description>علی عبدالرازق شیخ صاحب نام مصری، قاضی شرع و درس خواندۀ دانشگاه الازهر بود. این اندیشمند مسلمان عرب یک سال پس از الغای خلافت اسلامی و در سال 1925 با انتشار کتاب &amp;amp;laquo;الاسلام واصول الحکم&amp;amp;raquo; و با استناد به آیات قرآن و احادیث، به بررسی رابطه دین و قدرت سیاسی در قالب خلافت و حکومت اسلامی می‌پردازد. او اولین متفکر مسلمانی است که به شکلی نظام‌مند به این موضوع پرداخته و علیه پایه‌های دینی خلافت اسلامی استدلال می‌کند، و پرسشی بدین گونه را مقابل ما قرار می‌دهد که زمینه‌های اجتماعی شکل‌گیری چنین اندیشه‌ای چیست؟ و چرا یک عالم دین در مقابل بنیان‌های کسب قدرت سیاسی دین می‌ایستد؟ این پژوهش بر آن است که وقایع و دگرگونی‌های دورۀ عبدالرازق، زمینه‌های اجتماعی- سیاسی لازم جهت ظهور معرفت‌های جدید از جمله اندیشۀ علی عبدالرازق را فراهم ساخت، این امر در ارتباط با جایگاه اجتماعی- طبقاتی عبدالرازق توضیح دهندۀ چرایی شکل‌گیری اندیشۀ او و خلق اثر فوق می‌باشد، و نشان می‌دهد که علی عبدالرازق و اندیشۀ او را باید به عنوان یک قاعده و در زمینه‌ای از روابط مادی-طبقاتی و اجتماعی -تاریخی طبقاتی در نظر داشت نه یک استثنا در بین فقها و عالمان دین اسلام. این پژوهش با روش تفسیری ماکس وبر به مطالعه پرداخته و همچنین رویکرد و مفاهیم نظری جامعه شناسی معرفت کارل مانهایم ابزار نظری لازم را در اختیار ما قرار داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیطرۀ نظم سیاسی نئولیبرال بر تولید فضای شهری یا چگونه ایدۀ الگوی شهر اسلامی به الهیات بازار انجامید؟ (مطالعه موردی تولید فضای اجتماعی در شهر تهران از دهۀ 70 شمسی تاکنون)</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105768.html</link>
      <description>این مقاله در پی بررسی تکوین مناسبات سرمایه‌داری پس از انقلاب در ایران با میانجی‌گری اصول نظم سیاسی نئولیبرال است. برای نیل به نتایج مدنظر، تولید فضای شهری تهران، در سه دهۀ 1370، 1380 و 1390 شمسی محل مطالعه قرار گرفته است. به‌لحاظ نظری، از نظریۀ دولت و تولید فضای لوفور و نیز ایدۀ نظم سیاسی گرتسل بهره برده شده است و روش‌شناسی پس‌روندی- پیش‌روندی لوفور، جهت بررسی تبارشناسانۀ این مسأله الگوی نگرش تاریخی بوده است. هرکدام از این دهه‌ها به‌شکلی خاصی، در پروژۀ سرمایه‌دارانه‌سازی فضای شهری و درنتیجه فضای زیستۀ کلانشهر تهران عمل کرده‌اند. تلاش شده است، قواعد حاکم بر این فضای برنامه‌ریزی و تولید فضا به‌دست آید. در دهۀ 70 روندهای سیاست‌گذاری، به همان شیوۀ حکمرانی شهری طرح جامع شهر تهران در سال 1348 بازمی‌گردد و روند سیطرۀ ارزش مبادله بر ارزش مصرف بیش از پیش می‌شود. وجه تمایز این دهه، ورود نگرش بازار آزادگرایانه به سیاستگذاری شهری است. در دهۀ 80، تسهیل گردش و تثبیت سرمایه با گسترش بزرگراه‌ها و بلندمرتبه‌سازی تبدیل به دغدغۀ اصلی شده است. تمام این تحولات منجر به شکل‌گیری سبک‌های زندگی جدید، گران‌سازی زندگی در تهران و درنتیجه ضرورت تبلیغ الگوهای زندگی جدید از طریق پیامبران مصرف، یعنی سلبریتی‌ها می‌شود. دهۀ 90 شمسی، عرصۀ زندگی و برجسته‌شدن سلبریتی‌محوری در تهران است. از این‌نظر شهر تهران نه‌تنها تبدیل به کلانشهر الگوی ایرانی- اسلامی نشده است، بلکه تجلی‌بخش الهیات سرمایه‌داری مبتنی‌بر اصول نظم سیاسی نئولیبرالی شده است. بازار همزمان نظامی اخلاقی است که الهیاتی دارد و درشکل متأخر آن حول مدیریت و مصرف مفصل‌بندی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاست‌های حمایتی و فروماندگی فرودستان اقتصادی در ایران پس از انقلاب اسلامی</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105839.html</link>
      <description>موضوع سیاست‌های حمایت اجتماعی برای حمایت و تقویت فرودستان اقتصادی در ایران ازآن‌رو اهمیت دارد که روندهای عمومی اقتصادی و بازارگرایی که از دهه دوم جمهوری اسلامی آغاز شده؛ پیامدهای گسترده و گوناگونی را در پی داشته است. از جمله نرخ بالای تورم و افزایش نابرابری اجتماعی که اثر و نفوذ آن برای لایه فرودستان اقتصادی به‌مراتب بیشتر از دیگر لایه‌های اجتماعی است. در این مقاله به شیوه اسنادی به بررسی قوانین مصوب حمایتی برای گروه فرودستان و در مقایسه با دیگر گروه‌های هدف پرداخته‌ایم، یافته‌های این مطالعه نشان از این واقعیت دارد که عمده قوانین حمایتی از فرودستان اقتصادی ۱- توسط هیئت وزیران و مستند به قانون اساسی تصویب شده، ۲- موردی و کوتاه‌مدت بوده ۳- در قالب پرداخت‌های نقدی و غیرنقدی سبدهای حمایتی معیشتی در پاسخ به بحران‌های تورمی است. حاکمیت بیشتر به دنبال حمایت مضاعف فعالیت اقتصادی بازار محور بوده که سهم بالای گروه‌های تولیدکننده و شرکت‌های بخش خصوصی و کشاورزان از کل قوانین حمایتی که بیش از ۲۵ عنوان مصوبه را به خود اختصاص داده نمایانگر آن است. درحالی‌که برای جبران تبعات اجتماعی بیشتر در پی ایجاد تور حمایتی معیشتی برای فرودستان اقتصادی و به‌صورت موردی در اوج بحران‌های تورمی بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل نظری پساانسان گرا برای تحلیل زنانگی در شبکه های اجتماعی</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105917.html</link>
      <description>تحقیقات حوزه زنان و رسانه‌های اجتماعی یکی از حوزه‌های رو به رشد در تحقیقات اجتماعی و ارتباطی در ایران و جهان است. اغلب تحقیقات پیشین انجام شده در این زمینه در ایران در پارادایم &amp;amp;laquo;انسان‌گرا&amp;amp;raquo; و با نظریات و روش‌های این پارادایم صورت گرفته است. پارادایم انسان‌گرا با محور و مرکز قرار دادن انسان، عاملیت و مادیت رسانه را نادیده می‌گیرد. رسانه اجتماعی در این پارادایم صرفا وسیله ای است که بدون هیچ مداخله و تغییری بازنمایی کننده واقعیت است. در حالی که مطابق نظریات &amp;amp;laquo;پساانسان‌گرا&amp;amp;raquo; رسانه‌ها خود نیز دارای عاملیت هستند و در تعامل با عاملیت انسانها قرار می‌گیرند. لذا ما برای تحلیل دقیق و کامل تر پدیده‌ها نیازمند درک زنجیره‌ای از کنشگران انسانی و غیرانسانی هستیم. در رویکرد پساانسان‌گرا، زنانگی در رسانه‌های اجتماعی، یک امر پیشینی، قطعی و ثابت نیست بلکه زنانگی در این رسانه‌ها از طریق درهم تنیدگی رابطه‌ای با سایر کنشگر-شبکه‌های موجود در رسانه و از طریق نیروهای مادی-گفتمانی بصورت توامان ساخته می‌شود. مسئله این تحقیق توسعه نظری چنین رویکردی است که بتواند پیچیدگی‌ها و پویایی ساخته شدن پدیده زنانگی را در شبکه‌های اجتماعی بهتر توصیف کند. به همین جهت پژوهش حاضر تلاش می‌کند با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی با بهره‌گیری از نظریات مطرح در پارادایم پساانسان‌گرایی شامل نظریه کنشگر-شبکه برنو لاتور، رئالیسم عاملی کارن باراد و سایبورگ دونا هاراوی، مدلی نظری را برای تحلیل پساانسان‌گرای پدیده زنانگی در شبکه‌های اجتماعی طراحی و ارائه کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مضمون اسناد قانونی حاکم بر شهر تهران از منظر محدودیت دسترسی به مسکن</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105973.html</link>
      <description>آمارها و شاخص‌های متعدد حاکی از آن هستند که دسترسی شهروندان به مسکن در تهران در وضعیتی بحرانی قرار دارد. عوامل نهادی به خصوص اشکال رسمی آن مانند سیاست‌ها، قوانین و مقررات نقش موثری در شکل‌دهی به قواعد حاکم بر تامین مسکن و به تبع آن محدودیت دسترسی به آن دارند. هدف از این پژوهش پاسخ به این سوال است که اسناد قانونی چه نقشی در محدودیت دسترسی به مسکن در تهران دارند. یافته‌ها حاکی از آن است که مضامین و سازوکارهایی که دسترسی به مسکن را محدود می‌کنند به شکل گسترده و فراگیری در محتوای اسناد قانونی مرتبط با مسکن یافت می‌شوند. مضامینی مانند محدودیت عرضه زمین مسکونی، کمیابی مسکن قابل‌استطاعت، عدم امنیت تصرف، فروش و خصوصی‌سازی اموال عمومی، زمینه‌سازی فعالیت‌های سوداگرانه، انباشت غیرتولیدی، سرمایه‌ای کردن مسکن، برنامه‌ریزی اقتدارگرایانه، بلااثرسازی قانون از طریق تبصره و استثناسازی و دورزدن قوانین ضدرانت و سوداگری. و اینکه چنین مضامین محدودکننده‌ای به شکل عمده و پرتکرار در اسنادی قرار گرفته‌اند که درنهایت وزن بیشتری در ساحت عمل دارند مانند طرح جامع و یا طرح تفصیلی شهر تهران در مقایسه با اسنادی مانند قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن، سند ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی. به نظر می‌رسد کژکارکردهای عوامل نهادی نقشی تعیین‌کننده در ممانعت از دسترسی به مسکن و پیامدهای آن مانند حاشیه‌نشینی، جدایی‌گزینی و قطبی‌شدگی شهر دارند. روش پژوهش حاضر تحلیل مضمون بوده که با رویکردی استقرایی، مضامین صریح و پنهان تمامی اسناد قانونی مرتبط با مسکن را از منظر عدم دسترسی به آن استخراج کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌ها و محدودیت‌های نهادی پرورش تفکر انتقادی در ایران: مطالعه‌ای کیفی از برنامه فلسفه برای کودکان</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_106000.html</link>
      <description>نظام آموزش رسمی در جوامع مدرن، صرفاً نهادی برای انتقال دانش نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین سازوکارهای بازتولید نظم اجتماعی، روابط قدرت و الگوهای مسلط کنش به‌شمار می‌آید. در جامعه ایران، منطق حافظه‌محور، اقتدارگرایانه و نمره‌محور آموزش رسمی، امکان پرورش تفکر انتقادی را با محدودیت‌های ساختاری مواجه ساخته است. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و انتقادی، به بررسی امکان‌ها و محدودیت‌های نهادی پرورش تفکر انتقادی از خلال تجربه اجرای برنامه &amp;amp;laquo;گام به گام تا اندیشه&amp;amp;raquo; به‌عنوان نسخه‌ای بومی‌شده از رویکرد &amp;amp;laquo;فلسفه برای کودکان&amp;amp;raquo; می‌پردازد.داده‌های پژوهش از طریق مشاهده مشارکتی، ثبت گفت‌وگوهای کلاسی، یادداشت‌های میدانی و مصاحبه با کودکان، والدین و مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گردآوری و با استفاده از تحلیل تماتیک تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که این برنامه در سطح خرد آموزشی توانسته است به‌طور موقت منطق آموزش بانکی را تعلیق کرده و زمینه‌هایی برای گفت‌وگوی عقلانی، پرسش‌گری و ظهور سوژه‌ای منتقد فراهم آورد. با این حال، این تغییرات در مواجهه با نظم‌های نهادی مسلط، به‌ویژه خانواده اقتدارمحور و نظام رسمی آموزش، با مقاومت و محدودیت مواجه می‌شوند.نتایج پژوهش حاکی از آن است که برنامه‌های بدیل آموزشی، هرچند قادر به ایجاد اختلال‌های معنادار در نظم آموزشی مسلط هستند، اما بدون دگرگونی هم‌زمان در ساختارهای نهادی و بازاندیشی در نقش معلم و خانواده، اثرگذاری آن‌ها شکننده و ناپایدار باقی می‌ماند. از این‌رو، پرورش تفکر انتقادی بیش از آنکه مسئله‌ای آموزشی باشد، مسئله‌ای عمیقاً نهادی و اجتماعی است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
