<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجلۀ مطالعات جامعه‌شناختی  (نامۀ علوم اجتماعی سابق)</title>
    <link>https://jsr.ut.ac.ir/</link>
    <description>مجلۀ مطالعات جامعه‌شناختی  (نامۀ علوم اجتماعی سابق)</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 14 Mar 2022 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 14 Mar 2022 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>عینیت فاکت ارزش بار چگونه ممکن است؟ طرح وبری از فاکت اجتماعی</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_88014.html</link>
      <description>ماهیت فاکت در علوم اجتماعی و نسبت آن با ارزش&amp;amp;shy;ها، یکی از مهمترین مناقشات کلاسیک و امروزین معرفت&amp;amp;shy;شناسی و روش&amp;amp;shy;شناسی علوم اجتماعی را تشکیل می&amp;amp;shy;دهد. مقاله حاضر به این پرسش می&amp;amp;shy;پردازد که &amp;amp;laquo;آیا فاکت اجتماعی ارزش&amp;amp;shy;بار است؟ اگر آری، عینیت فاکت اجتماعی ارزش&amp;amp;shy;بار چگونه ممکن است؟&amp;amp;raquo;. در پاسخ به این مسئله، سه رهیافت&amp;amp;shy; اثباتی، ضداثباتی و پسااثباتی سه تز رقیب را مورد بحث و بررسی قرار داده&amp;amp;shy;اند. پژوهش حاضر از طریق تحلیل محتوا آراء پسااثباتی ماکس وبر که بر معرفت&amp;amp;shy;شناسی کانت و نئوکانتی&amp;amp;shy;های مکتب بادن استوار است، استدلال می&amp;amp;shy;کند که در علوم اجتماعی اولا؛ مداخله ارزش&amp;amp;shy;ها در گردآوری، ثبت و برساخت فاکت اجتماعی امری ممکن، مشروع و حتی ضروری است و از اینرو، فاکت اجتماعی ارزش&amp;amp;shy;بار است. ثانیا؛ ارزش&amp;amp;shy;باری فاکت اجتماعی نه&amp;amp;shy;تنها مخلِّ عینیت نیست بلکه شرط سوبژکتیو عینیت است. در رهیافت وبری، ارزش&amp;amp;shy;های کنشگران اجتماعی نقش &amp;amp;laquo;مقوم&amp;amp;raquo; و ارزش&amp;amp;shy;های پژوهشگران اجتماعی نقش &amp;amp;laquo;تنظیم&amp;amp;shy;کننده&amp;amp;raquo; در برساخت فاکت اجتماعی دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رتوریک جنبش جلیقه‌زردهای پاریس</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_87528.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;در دو دهه‌ی اخیر، جهان شاهد جنبش‌هایی کثیر با ماهیت‌هایی متنوع بوده است. وقوع انقلاب‌های رنگی در سال 2000، آغازگر سبک نوینی از اعتراضات به شیوه‌ی مسالمت‌آمیز بود. حدود یک دهه بعد، در سال 2011، چهره‌ی دیگری از اعتراضات در قالب جنبش‌های شبکه‌ای ظهور کرد که فصل جدیدی را در این عرصه رقم زد. 7 سال بعد، جنبش بزرگ جلیقه‌زردهای پاریس (2018) با دامنه‌ی اثرگذاری گسترده در کشورهای اروپایی رخ داد، که وارث جنبش‌های هم‌عصر خود بود و ماهیتی تلفیقی داشت. مقاله‌ی حاضر درصدد است با اتکا به رویکرد نظری چارچوب‌سازی بنفورد و اسنو و با استفاده از روش تحلیل رتوریک، جنبش جلیقه‌زردها را بررسی کند. نتایج حاصله ناشی از شناخت چارچوب‌های تشخیصی، تجویزی و انگیزشی معترضین در جریان جنبش بوده است و این شناخت در پرتوی بررسی نمادهای اعتراضی (شعرها، شعارها و گرافیتی‌ها) تحقق یافته است. همچنین به نقش رسانه‌ها در مشروعیت‌بخشی به و ــ برعکس ــ مشروعیت‌زدایی از جنبش اشاره شده است و در نهایت تاکتیک‌های اعتراضی جلیقه‌زردها در جریان کنش جمعی آن‌ها بیان شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چگونگی رویداد سیاستگذاری سلامت در بستر نظام قدرت: تحلیل گفتمانی طرح تحول نظام سلامت در دولت یازدهم و دوازدهم</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_88198.html</link>
      <description>طرح تحول نظام سلامت به عنوان مهم‌ترین دستاورد دولت روحانی تا واپسین روزهای ریاست جمهوری او خوانده می‌شد. این طرح با توجه به شرایط بین المللی و داخلی کشور در عرصه بهداشت و درمان به عنوان اصلی‌ترین برنامه دولت یازدهم در عرصه سیاست داخلی بلافاصله پس از آغاز به کار دولت کلید خورد و توانست عرصه‌ای مستعد برای هویت سازی دولت فراهم آورد. این مقاله با اتخاذ چارچوب مفهومی سلامت و سیاست سعی در ترسیم این رابطه در سطح نظری&amp;amp;nbsp; دارد. روش تحلیل گفتمان تاریخی برای تحلیل مناسبات سیاسی در اجرای طرح تحول نظام سلامت&amp;amp;nbsp; به کار گرفته شده است.&#13;
یافته‌ها نشان می‌دهد، دولت یازدهم از طریق &amp;amp;nbsp;چارچوب استراتژیک وضع نامطللوب موجود، پیشرفت و توسعه توانست حمایت‌های گفتمانی لازم برای تصویب و اجرای طرح تحول نظام سلامت را &amp;amp;nbsp;فراهم آورد و تصور موفقیت آمیزی از اجرای طرح ایجاد کند. اما در ادامه از آن به عنوان ابزاری جهت مشروعیت بخشیدن به اقدامات دولت در عرصه سیاست خارجی، انتقاد به ساختار سیاسی و فرهنگی موجود در جامعه، حذف رقبا و منتقدان و بنا نهادن خودی مثبت و برساخت دیگری منفی در عرصه سیاسی استفاده کرد. اقدامی که به تدریج باعث واگرایی گفتمانی و از دست رفتن حمایت‌های لازم برای اجرای طرح تحول سلامت شد و در عرصه بهداشتی و درمانی انسداد‌های جدی را پیش آورد.&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوشه‌های خشم؛ رتبه‌بندی دانشگاه‌های برتر کشور از نظر خشونت نمادین به مثابه ابزار بازتولید وضعیت موجود</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_90072.html</link>
      <description>در روند بررسی وضعیت خشونت نمادین آموزش عالی ایران به واسطه‌ی عادت‌واره (هبیتوس) کنکور سراسری، به بهانه‌ی نابسامانی کلی پیش‌آمده در وضیعت کشور، پیوند مفهوم وضعیت نظم موجود با نظام آموزش عالی یک کشور، ابتدا از دیدگاه نظری مورد بررسی قرار گرفته‌است. سپس با تمرکز بر مفهوم خشونت نمادین، با رویکردی بوردیویی، سعی در تحلیل کمی وضعیت خشونت نمادین و باز‌تولید وضعیت موجود توسط عاملین اجتماعی تحت آموزش در دانشگاه‌های برتر داشته‌ایم. این دانشگاه‌ها با توجه به رتبه‌بندی‌های بین‌المللی و داخلی و همین‌طور ترتیب اولویت آن‌ها در انتخاب داوطلبان برتر کنکور انتخاب شده‌اند. در این روند با اتکا به روش تحلیل تناظر چندگانه و تحلیل خطی خوشه‌ای، حد معنا‌داری از میزان خشونت باز تولید شده در دانشگاه‌های برتر کشور بر اساس پیش‌زمینه ذهنی به‌وجود آمده در دانشجویان این دانشگاه‌ها، ارائه شده‌است و بر اساس آن رتبه‌ی دانشگاه‌های برتر کشور در تولید خشونت نمادین ارائه و سهم آن‌ها در باز‌تولید وضعیت موجود مشخص گردیده است. بدین ترتیب که پس از ارائه‌ی تعریف دقیق‌تری از خشونت نمادین و استخراج شاخص‌های قابل اندازه‌گیری در مقیاس لیکرتی، میزان خشونت تولید شده توسط دانشجویان هر‌کدام از این دانشگاه‌ها با سنجه‌ی ارائه شده در روش‌شناسی پژوهش اندازه‌گیری و با توجه به درجه‌ی معناداری این سنجه، دانشگاه‌ها نسبت به یکدیگر در یک رتبه‌بندی مقایسه شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیطرۀ نظم سیاسی نئولیبرال بر تولید فضای شهری یا چگونه ایدۀ الگوی شهر اسلامی به الهیات بازار انجامید؟ (مطالعه موردی تولید فضای اجتماعی در شهر تهران از دهۀ 70 شمسی تاکنون)</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105768.html</link>
      <description>این مقاله در پی بررسی تکوین مناسبات سرمایه‌داری پس از انقلاب در ایران با میانجی‌گری اصول نظم سیاسی نئولیبرال است. برای نیل به نتایج مدنظر، تولید فضای شهری تهران، در سه دهۀ 1370، 1380 و 1390 شمسی محل مطالعه قرار گرفته است. به‌لحاظ نظری، از نظریۀ دولت و تولید فضای لوفور و نیز ایدۀ نظم سیاسی گرتسل بهره برده شده است و روش‌شناسی پس‌روندی- پیش‌روندی لوفور، جهت بررسی تبارشناسانۀ این مسأله الگوی نگرش تاریخی بوده است. هرکدام از این دهه‌ها به‌شکلی خاصی، در پروژۀ سرمایه‌دارانه‌سازی فضای شهری و درنتیجه فضای زیستۀ کلانشهر تهران عمل کرده‌اند. تلاش شده است، قواعد حاکم بر این فضای برنامه‌ریزی و تولید فضا به‌دست آید. در دهۀ 70 روندهای سیاست‌گذاری، به همان شیوۀ حکمرانی شهری طرح جامع شهر تهران در سال 1348 بازمی‌گردد و روند سیطرۀ ارزش مبادله بر ارزش مصرف بیش از پیش می‌شود. وجه تمایز این دهه، ورود نگرش بازار آزادگرایانه به سیاستگذاری شهری است. در دهۀ 80، تسهیل گردش و تثبیت سرمایه با گسترش بزرگراه‌ها و بلندمرتبه‌سازی تبدیل به دغدغۀ اصلی شده است. تمام این تحولات منجر به شکل‌گیری سبک‌های زندگی جدید، گران‌سازی زندگی در تهران و درنتیجه ضرورت تبلیغ الگوهای زندگی جدید از طریق پیامبران مصرف، یعنی سلبریتی‌ها می‌شود. دهۀ 90 شمسی، عرصۀ زندگی و برجسته‌شدن سلبریتی‌محوری در تهران است. از این‌نظر شهر تهران نه‌تنها تبدیل به کلانشهر الگوی ایرانی- اسلامی نشده است، بلکه تجلی‌بخش الهیات سرمایه‌داری مبتنی‌بر اصول نظم سیاسی نئولیبرالی شده است. بازار همزمان نظامی اخلاقی است که الهیاتی دارد و درشکل متأخر آن حول مدیریت و مصرف مفصل‌بندی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه‌شناختی تناسب در نمایندگی جامعه ایرانی: ابعاد طبقاتی و جمعیت شناختی نمایندگی در ایران بعد از انقلاب اسلامی</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_87529.html</link>
      <description>بافت جامعه و ترکیب نمایندگان سیاسی در ایران از مقطع انقلاب اسلامی سال 1357 تاکنون، تغییرات شگرفی داشته است. تحقیقات پیشین، توجه کمتری به تناظر و تناسب بین ترکیب اقتصادی-اجتماعی و جمعیت شناختی جامعه ایران و بالاخص ترکیب نمایندگان سیاسی منتخب در مجالس شورای اسلامی، به عنوان نهادی که بیشترین ظرفیت برای برقراری چرخش نخبگان سیاسی پس از انقلاب اسلامی را فراهم آورده است، داشته اند. با بهره گیری از داده های خام سرشماری عمومی نفوس و مسکن و همچنین مجموعه داده های معرفی نمایندگان مجلس شورای اسلامی، این پژوهش به سنجش اندازه تناسب در نمایندگی توصیفی نمایندگان ده دوره مجلس در فاصله سال های 1359 تا 1399 می پردازد. به منظور سنجش تناسب در نمایندگی طبقات اجتماعی در ایران بعد از انقلاب، برای نخستین بار، یک مدل تلفیقی تبدیل مقولات شغلی به پایگاه طبقاتی بر اساس طرحواره اریکسون-گولدثورپ-پورتوکارِرو پیشنهاد شده است. در توضیح مکانیزم تناظر بین جامعه و نخبگان سیاسی در ایران بعد از انقلاب، به نظریات ناظر بر مناسبات دولت و جامعه، و همچنین نظریه بازتولید فرهنگی مراجعه شده است. نتایج مستخرجه نشان از بیش-نمایندگی طبقه بالا در مجالس ایران بعد از انقلاب دارد که مؤید حمایت ضمنی از رویکرد لیبرال-تکثر گرایانه نسبت به رابطه دولت و جامعه است. این پژوهش همچنین شواهدی مبتنی بر کم-نمایندگی طبقه پایین (کارگر)، و همچنین شواهدی از طبقه-محور بودن دسترسی به آموزش یافته است که گواه قدرت توضیحی رویکرد های قائل به اصالت مناسبات طبقاتی در ساختار دولت است. شاخص عدم تشابه همچنین آشکار می سازد که در حالیکه طبقه متوسط و اقلیت های قومی و مذهبی (به رسمیت شناخته شده) بطور برازنده در مجالس ده گانه نمایندگی شده اند، با اینحال، زنان، گروه های شغلی پایین و گروه های سنی جوان دچار کم-نمایندگی هستند. در نهایت بحث می شود که به منظور تحقق حداکثری عدالت سیاسی و برقراری چرخش مردمسالارانه نخبگان سیاسی، اهتمام به ارتقاء نمایندگی توصیفی ضروری به نظر می رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل نظری پساانسان گرا برای تحلیل زنانگی در شبکه های اجتماعی</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105917.html</link>
      <description>تحقیقات حوزه زنان و رسانه‌های اجتماعی یکی از حوزه‌های رو به رشد در تحقیقات اجتماعی و ارتباطی در ایران و جهان است. اغلب تحقیقات پیشین انجام شده در این زمینه در ایران در پارادایم &amp;amp;laquo;انسان‌گرا&amp;amp;raquo; و با نظریات و روش‌های این پارادایم صورت گرفته است. پارادایم انسان‌گرا با محور و مرکز قرار دادن انسان، عاملیت و مادیت رسانه را نادیده می‌گیرد. رسانه اجتماعی در این پارادایم صرفا وسیله ای است که بدون هیچ مداخله و تغییری بازنمایی کننده واقعیت است. در حالی که مطابق نظریات &amp;amp;laquo;پساانسان‌گرا&amp;amp;raquo; رسانه‌ها خود نیز دارای عاملیت هستند و در تعامل با عاملیت انسانها قرار می‌گیرند. لذا ما برای تحلیل دقیق و کامل تر پدیده‌ها نیازمند درک زنجیره‌ای از کنشگران انسانی و غیرانسانی هستیم. در رویکرد پساانسان‌گرا، زنانگی در رسانه‌های اجتماعی، یک امر پیشینی، قطعی و ثابت نیست بلکه زنانگی در این رسانه‌ها از طریق درهم تنیدگی رابطه‌ای با سایر کنشگر-شبکه‌های موجود در رسانه و از طریق نیروهای مادی-گفتمانی بصورت توامان ساخته می‌شود. مسئله این تحقیق توسعه نظری چنین رویکردی است که بتواند پیچیدگی‌ها و پویایی ساخته شدن پدیده زنانگی را در شبکه‌های اجتماعی بهتر توصیف کند. به همین جهت پژوهش حاضر تلاش می‌کند با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی با بهره‌گیری از نظریات مطرح در پارادایم پساانسان‌گرایی شامل نظریه کنشگر-شبکه برنو لاتور، رئالیسم عاملی کارن باراد و سایبورگ دونا هاراوی، مدلی نظری را برای تحلیل پساانسان‌گرای پدیده زنانگی در شبکه‌های اجتماعی طراحی و ارائه کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاست‌های حمایتی و فروماندگی فرودستان اقتصادی در ایران پس از انقلاب اسلامی</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105839.html</link>
      <description>موضوع سیاست‌های حمایت اجتماعی برای حمایت و تقویت فرودستان اقتصادی در ایران ازآن‌رو اهمیت دارد که روندهای عمومی اقتصادی و بازارگرایی که از دهه دوم جمهوری اسلامی آغاز شده؛ پیامدهای گسترده و گوناگونی را در پی داشته است. از جمله نرخ بالای تورم و افزایش نابرابری اجتماعی که اثر و نفوذ آن برای لایه فرودستان اقتصادی به‌مراتب بیشتر از دیگر لایه‌های اجتماعی است. در این مقاله به شیوه اسنادی به بررسی قوانین مصوب حمایتی برای گروه فرودستان و در مقایسه با دیگر گروه‌های هدف پرداخته‌ایم، یافته‌های این مطالعه نشان از این واقعیت دارد که عمده قوانین حمایتی از فرودستان اقتصادی ۱- توسط هیئت وزیران و مستند به قانون اساسی تصویب شده، ۲- موردی و کوتاه‌مدت بوده ۳- در قالب پرداخت‌های نقدی و غیرنقدی سبدهای حمایتی معیشتی در پاسخ به بحران‌های تورمی است. حاکمیت بیشتر به دنبال حمایت مضاعف فعالیت اقتصادی بازار محور بوده که سهم بالای گروه‌های تولیدکننده و شرکت‌های بخش خصوصی و کشاورزان از کل قوانین حمایتی که بیش از ۲۵ عنوان مصوبه را به خود اختصاص داده نمایانگر آن است. درحالی‌که برای جبران تبعات اجتماعی بیشتر در پی ایجاد تور حمایتی معیشتی برای فرودستان اقتصادی و به‌صورت موردی در اوج بحران‌های تورمی بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی تاریخی میدان سیاست‌گذاری آموزش مدرن زنان در عصر قاجار</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_106793.html</link>
      <description>تحولات آموزش زنان در دوره قاجار یکی از مهم‌ترین فرآیندهای تاریخی در گذار ایران از نظام آموزشی سنتی به آموزش مدرن به‌شمار می‌آید. با وجود توجه پژوهش‌های پیشین به شکل‌گیری مدارس جدید و نقش نخبگان فکری در ترویج آموزش نوین، پیوند میان آرایش نهادی نیروهای اجتماعی و فرآیند سیاست‌گذاری آموزش زنان کمتر به‌صورت تحلیلی بررسی شده است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر در پی پاسخ‌گویی به این پرسش است که چگونه آرایش نهادی نیروهای اجتماعی و تعامل میان ساختارهای سیاسی، کنشگران اجتماعی و تحولات فرهنگی در دوره قاجار به شکل‌گیری سیاست‌گذاری آموزش زنان انجامید. در این چارچوب، با اتکا به رویکرد نهادگرایی تاریخی و تمرکز بر مفاهیمی چون وابستگی به مسیر، بزنگاه‌های نهادی و پیامدهای ناخواسته کنش نهادی، تحولات آموزش زنان در دوره قاجار تحلیل می‌شود. ضرورت این پژوهش در تبیین نقش تعامل نیروهای نهادی و اجتماعی در شکل‌گیری سیاست‌های آموزش زنان در دوره قاجار و روشن‌کردن نسبت آن با تحولات نهادی، فرهنگی و سیاسی نهفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تأسیس انجمن معارف به‌عنوان نخستین بزنگاه نهادی، با ایجاد گسست در نظام آموزشی سنتی و تضعیف انحصار نهادهای مذهبی، زمینه طرح گفتمان ضرورت آموزش زنان و شکل‌گیری مدارس جدید را فراهم ساخت. همچنین تصویب متمم قانون اساسی ۱۲۸۵ش به‌عنوان بزنگاه دوم، با تأکید بر آموزش عمومی، اصل برابری آموزشی و مسئولیت دولت، مسیر نهادینه‌شدن آموزش زنان را هموار کرد. این بزنگاه‌ها با شکستن مسیرهای قفل‌شده نهادی، امکان گذار از آموزش سنتی به آموزش مدرن و رسمی زنان را فراهم آوردند و جایگاه اجتماعی زنان در جامعه قاجاری را بازتعریف کردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برساخت اجتماعی اختلال هویت جنسیتی: مطالعه‌ای کیفی به روش نظریه زمینه‌ای در شهر بجنورد</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_106964.html</link>
      <description>چکیدهاین پژوهش با هدف ارائه فهمی جامعه‌شناختی از اختلال هویت جنسیتی، به واکاوی تجربه زیسته و شناخت ادراک عاملان اجتماعی پیرامون این پدیده در شهر بجنورد می‌پردازد. مطالعه حاضر با بهره‌گیری از روش کیفی و رویکرد نظریه زمینه‌ای انجام شده است. از تحلیل نظام مند مصاحبه عمیق با 16 نفر از افراد دارای اختلال هویت جنسیتی و کارشناسان این حوزه، با رویکرد اشتراوس و کوربین 101 مقوله فرعی، 20 مقوله اصلی و در نهایت بر اساس کدگاری گزینشی پدیده مرکزی در قالب &amp;amp;laquo;تلاش برای کسب مشروعیت هویتی در نظم جنسیتی مسلط&amp;amp;raquo; صورتبندی شده است. پدیده مرکزی تحت تاثیر شرایط علّی شامل: &amp;amp;laquo;دیدپذیری تفاوت جنسیتی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;برچسب‌زنی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تغییر جنسیت به‌مثابه واکنش اجتماعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo; طرد زودهنگام و درونی‌سازی نگاه اجتماعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;انباشت فشار اجتماعی و رسیدن به نقطه گسست&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پزشکی‌سازی تفاوت&amp;amp;raquo; و شرایط زمینه‌ای شامل: &amp;amp;laquo;شهر به‌مثابه زمینه اجتماعی شکل‌دهنده تجربه هویت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;هنجارهای جنسیتی سخت‌گیرانه و دوگانه‌سازی اجتماعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;روابط خویشاوندی و شبکه‌های غیررسمی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پیوند زمینه فرهنگی با تجربه خانواده&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;محدودیت منابع حمایتی و فقدان فضاهای امن&amp;amp;raquo; و شرایط مداخله گر شامل: &amp;amp;laquo;خانواده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نهادهای رسمی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بروکراسی اداری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ترس از قضاوت اجتماعی و حفظ آبرو&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;انگ نهادی&amp;amp;raquo; می باشد که منجر به پیامدهایی از قبیل: &amp;amp;laquo;انسجام نسبی هویت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تداوم یا تغییر شکل انگ اجتماعی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فرسودگی اجتماعی&amp;amp;raquo; می شود. در واکنش به این شرایط، افراد دارای اختلال هویت جنسیتی راهبردهای کنشی: &amp;amp;laquo;پنهان‌سازی هویت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تطبیق اجباری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;جست‌وجوی معنا&amp;amp;raquo; و در نهایت &amp;amp;laquo;تغییر جنسیت&amp;amp;raquo; اتخاذ می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌ها و محدودیت‌های نهادی پرورش تفکر انتقادی در ایران: مطالعه‌ای کیفی از برنامه فلسفه برای کودکان</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_106000.html</link>
      <description>نظام آموزش رسمی در جوامع مدرن، صرفاً نهادی برای انتقال دانش نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین سازوکارهای بازتولید نظم اجتماعی، روابط قدرت و الگوهای مسلط کنش به‌شمار می‌آید. در جامعه ایران، منطق حافظه‌محور، اقتدارگرایانه و نمره‌محور آموزش رسمی، امکان پرورش تفکر انتقادی را با محدودیت‌های ساختاری مواجه ساخته است. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و انتقادی، به بررسی امکان‌ها و محدودیت‌های نهادی پرورش تفکر انتقادی از خلال تجربه اجرای برنامه &amp;amp;laquo;گام به گام تا اندیشه&amp;amp;raquo; به‌عنوان نسخه‌ای بومی‌شده از رویکرد &amp;amp;laquo;فلسفه برای کودکان&amp;amp;raquo; می‌پردازد.داده‌های پژوهش از طریق مشاهده مشارکتی، ثبت گفت‌وگوهای کلاسی، یادداشت‌های میدانی و مصاحبه با کودکان، والدین و مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گردآوری و با استفاده از تحلیل تماتیک تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که این برنامه در سطح خرد آموزشی توانسته است به‌طور موقت منطق آموزش بانکی را تعلیق کرده و زمینه‌هایی برای گفت‌وگوی عقلانی، پرسش‌گری و ظهور سوژه‌ای منتقد فراهم آورد. با این حال، این تغییرات در مواجهه با نظم‌های نهادی مسلط، به‌ویژه خانواده اقتدارمحور و نظام رسمی آموزش، با مقاومت و محدودیت مواجه می‌شوند.نتایج پژوهش حاکی از آن است که برنامه‌های بدیل آموزشی، هرچند قادر به ایجاد اختلال‌های معنادار در نظم آموزشی مسلط هستند، اما بدون دگرگونی هم‌زمان در ساختارهای نهادی و بازاندیشی در نقش معلم و خانواده، اثرگذاری آن‌ها شکننده و ناپایدار باقی می‌ماند. از این‌رو، پرورش تفکر انتقادی بیش از آنکه مسئله‌ای آموزشی باشد، مسئله‌ای عمیقاً نهادی و اجتماعی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست یافته های علوم اجتماعی در سامان قوانین مقابله با خشونت روانی علیه زنان</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_106681.html</link>
      <description>یکی از مواردی که همواره در حقوق خانواده محل اختلاف بوده و منجر به تشتت آراء شده است، بحث خشونت خانگی علیه زنان و به ویژه، خشونت روانی است. خشونت خانگی یکی از مهم‌ترین عواملی است که سلامت و امنیت خانواده را به خطر می‌اندازد. گاهی این خشونت منجر به آثار فیزیکی قابل مشاهده می‌شود و گاهی نیز با وجود آثار بسیار مخرب، نمود ظاهری ندارد، که از آن با عنوان خشونت روانی و پنهان یاد می‌شود. این نوع خشونت آسیب به شخصیت فرد و از هم‌پاشیدن بنیان‌های خانواده را به دنبال دارد. ماهیت حقوق خانواده به گونه‌ای است که قانون‌گذاری و قضاوت در این حوزه با تکیه صرف بر ابزارهای حقوقی میسر نیست. در واقع حکمرانی در این حیطه بدون کمک ارزش‌های اخلاقی و بدون تعامل با علوم اجتماعی نه تنها به مصلحت فرد، خانواده و جامعه نیست، بلکه بی‌تردید مفاسد بسیاری را نیز به همراه دارد. این پژوهش با روش تحلیل منطقی و با تمسک به یافته‌های علوم اجتماعی، به دنبال اثبات این مهم است: بر مبنای ماهیت ویژه حقوق خانواده، مصلحت اقتضا می‌کند خشونت روانی در قانون نه به عنوان یک جرم بلکه به عنوان عملی غیرقانونی که دارای ضمانت اجرای متناسب است، تعریف شود و ویژگی‌ها و مصادیق آن نیز به تفصیل بیان شود. افزون بر آن، این نوشتار درباره تعیین مرجع تشخیص خشونت خانگی و ضمانت اجراهای متناسب نیز پیشنهاداتی ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روش‌‌‌شناسی پارادایمیک مقالات پدیدارشناسانۀ آسیب‌های اجتماعی در ایران</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_106682.html</link>
      <description>یکی از کمبودهای چشمگیر علوم اجتماعی در کشورمان کمبود یا حتی فقدان نظریه‌هایی دربارۀ آسیب‌های اجتماعی، همچون طلاق، فقر، حاشیه‌نشینی، اعتیاد و بیکاری است که از اصحاب علوم اجتماعی انتظار می‌رود بتوانند توصیف و تحلیل و تبیینی علمی و کارآمد از علل و عوامل ایجاد آن‌ها در ایران و راهبردها و راهکارهایی به‌منظور مدیریت و کاهش آن‌ها در اختیار جامعۀ علمی و نیز مدیران اجرایی کشور قرار دهند تا به بهبود وضعیت اجتماعی کشور منجر شود. یکی از روش‌های علمی که می‌تواند به فهمی عمیق و دست‌اول و بومی از واقعیت اجتماعی بینجامد، پدیدارشناسی است که بسیاری از پژوهشگران برای واکاوی آسیب‌های اجتماعی از آن بهره برده‌اند؛ البته تحقق این هدف به تسلط کافی به چهارچوب روش‌شناختی پدیدارشناسی و رعایت این چهارچوب در عمل نیاز دارد؛ اما بسیاری از این پژوهش‌ها دچار بی‌نظمی روش‌شناختی‌اند؛ به این معنا به هر دلیلی نتوانسته‌اند به‌درستی پیش‌فر‌ض‌های بنیادین پارادایم تفسیرگرایی و روش پدیدارشناسی را در پژوهش خود رعایت کنند. در این پژوهش، به‌کمک روش‌شناسی پارادایمیک در پی پاسخ‌دادن به این پرسش بنیادین هستیم: شاخص‌های روش‌شناختی پارادایمیک روش پدیدارشناسی چیست و چگونه می‌توان این شاخص‌ها را به‌منظور ارزیابی و نقد پژوهش‌ها به کار بست تا از نظر انسجام و اعتبار علمی بهبود و ارتقا یابند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتولید تمایزات فرهنگی و مطالعه‌ای بر ذائقه طبقات اجتماعی ایرانی در الگوریتم‌های VOD</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_106693.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش الگوریتم‌های توصیه گر در بازتولید تمایزات فرهنگی و ذائقه طبقاتی در پلتفرم‌های نمایش ویدئویی (VOD) ایرانی انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کمی و کیفی طراحی گردید، در بخش کمی داده‌های 450 کاربر فعال پلتفرم‌های ایرانی با استفاده از پرسشنامه نیمه ساختار یافته گردآوری و با روش‌های آماری تحلیل شد. در بخش کیفی 25 مصاحبه‌ی با کاربران منتخب برای تبیین ساز وکارهای فرهنگی تصمیم‌گیری انجام گرفت و با استفاده از تحلیل مضمون بررسی شد. یافته‌ها نشان داد هر چند دسترسی به پلتفرم‌ها نسبتا همگن است، اما درک از کارکرد الگوریتم‌ها و الگوی مصرف تابعی از جایگاه اجتماعی و سرمایه فرهنگی افراد است. نتایج نشان داد درسطح کلان، الگوریتم‌های توصیه‌گر به مثابه میانجی فرهنگی عمل کرده و ضمن تسهیل دسترسی، به بازتولید ناپیدای مرزهای طبقاتی و سلیقه‌ای می‌انجامند. بنابراین، فناوری‌های داده محور پلتفرم‌های VOD نه تنها ابزار توزیع محتوا بلکه عامل فعال در بازسازی تمایزات فرهنگی در جامعه‌ی دیجتالی ایران به شمار می‌آیند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرمایه اجتماعی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی مورد مطالعه: کارگاه‌های تولیدی استان تهران</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105665.html</link>
      <description>چکیده&#13;
تحولات معاصر در عرصه تولید و صنعت، نقش روابط انسانی و کنش‌های اخلاقی را در کارآمدی و پایداری سازمان‌ها برجسته کرده‌اند. یکی از کنش‌های مهم اخلاقی و انسانی در این قلمرو مساله مسئولیت‌پذیری اجتماعی است، در چنین بستری، سرمایه اجتماعی به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های بنیادین موثر بر این نوع از رفتار سازمانی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. این مقاله با هدف تبیین نقش سرمایه اجتماعی در ارتقای مسئولیت‌پذیری اجتماعی کارکنان، به بررسی موردی در کارگاه‌های تولیدی استان تهران می‌پردازد. از این رهگذر، پرسشی اصلی شکل می‌گیرد: سرمایه اجتماعی چه تأثیری بر شکل‌گیری رفتارهای مسئولانه و تعهد اجتماعی در محیط‌های صنعتی دارد؟ پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رویکرد کمّی و روش پیمایشی، داده‌های میدانی را از طریق پرسش‌نامۀ ساختاریافته گردآوری کرده است. جامعه آماری شامل کارکنان بخش‌های مختلف کارگاه‌های صنعتی استان تهران بوده و داده‌ها با استفاده از تحلیل‌های توصیفی و استنباطی بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که مؤلفه‌هایی چون روابط غیررسمی، اعتماد متقابل و هنجارهای مشارکتی، نقش برجسته‌ای در تقویت مسئولیت‌پذیری اجتماعی ایفا می‌کنند. با توجه به &amp;amp;nbsp;ابعاد مسئولیت‌پذیری، این نوع کنش در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده‌اند. همچنین، تحلیل رگرسیونی وجود رابطه معنادار بین سرمایه اجتماعی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را در سطح اطمینان بالا تأیید کرده است. نتایج به لزوم تقویت بسترهای سرمایه اجتماعی درون‌سازمانی و بازاندیشی در راهبردهای منابع انسانی برای ارتقاء اخلاق سازمانی اشاره دارد. این مقاله بر این باور است که توسعه پایدار صنعتی در گرو توجه به سرمایه اجتماعی به‌عنوان یک ظرفیت نامرئی اما مؤثر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>علی عبدالرازق در عصر فروپاشی «انحصار تفسیر» (ارسال مجدد)</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105767.html</link>
      <description>علی عبدالرازق شیخ صاحب نام مصری، قاضی شرع و درس خواندۀ دانشگاه الازهر بود. این اندیشمند مسلمان عرب یک سال پس از الغای خلافت اسلامی و در سال 1925 با انتشار کتاب &amp;amp;laquo;الاسلام واصول الحکم&amp;amp;raquo; و با استناد به آیات قرآن و احادیث، به بررسی رابطه دین و قدرت سیاسی در قالب خلافت و حکومت اسلامی می‌پردازد. او اولین متفکر مسلمانی است که به شکلی نظام‌مند به این موضوع پرداخته و علیه پایه‌های دینی خلافت اسلامی استدلال می‌کند، و پرسشی بدین گونه را مقابل ما قرار می‌دهد که زمینه‌های اجتماعی شکل‌گیری چنین اندیشه‌ای چیست؟ و چرا یک عالم دین در مقابل بنیان‌های کسب قدرت سیاسی دین می‌ایستد؟ این پژوهش بر آن است که وقایع و دگرگونی‌های دورۀ عبدالرازق، زمینه‌های اجتماعی- سیاسی لازم جهت ظهور معرفت‌های جدید از جمله اندیشۀ علی عبدالرازق را فراهم ساخت، این امر در ارتباط با جایگاه اجتماعی- طبقاتی عبدالرازق توضیح دهندۀ چرایی شکل‌گیری اندیشۀ او و خلق اثر فوق می‌باشد، و نشان می‌دهد که علی عبدالرازق و اندیشۀ او را باید به عنوان یک قاعده و در زمینه‌ای از روابط مادی-طبقاتی و اجتماعی -تاریخی طبقاتی در نظر داشت نه یک استثنا در بین فقها و عالمان دین اسلام. این پژوهش با روش تفسیری ماکس وبر به مطالعه پرداخته و همچنین رویکرد و مفاهیم نظری جامعه شناسی معرفت کارل مانهایم ابزار نظری لازم را در اختیار ما قرار داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مضمون اسناد قانونی حاکم بر شهر تهران از منظر محدودیت دسترسی به مسکن</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_105973.html</link>
      <description>آمارها و شاخص‌های متعدد حاکی از آن هستند که دسترسی شهروندان به مسکن در تهران در وضعیتی بحرانی قرار دارد. عوامل نهادی به خصوص اشکال رسمی آن مانند سیاست‌ها، قوانین و مقررات نقش موثری در شکل‌دهی به قواعد حاکم بر تامین مسکن و به تبع آن محدودیت دسترسی به آن دارند. هدف از این پژوهش پاسخ به این سوال است که اسناد قانونی چه نقشی در محدودیت دسترسی به مسکن در تهران دارند. یافته‌ها حاکی از آن است که مضامین و سازوکارهایی که دسترسی به مسکن را محدود می‌کنند به شکل گسترده و فراگیری در محتوای اسناد قانونی مرتبط با مسکن یافت می‌شوند. مضامینی مانند محدودیت عرضه زمین مسکونی، کمیابی مسکن قابل‌استطاعت، عدم امنیت تصرف، فروش و خصوصی‌سازی اموال عمومی، زمینه‌سازی فعالیت‌های سوداگرانه، انباشت غیرتولیدی، سرمایه‌ای کردن مسکن، برنامه‌ریزی اقتدارگرایانه، بلااثرسازی قانون از طریق تبصره و استثناسازی و دورزدن قوانین ضدرانت و سوداگری. و اینکه چنین مضامین محدودکننده‌ای به شکل عمده و پرتکرار در اسنادی قرار گرفته‌اند که درنهایت وزن بیشتری در ساحت عمل دارند مانند طرح جامع و یا طرح تفصیلی شهر تهران در مقایسه با اسنادی مانند قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن، سند ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی. به نظر می‌رسد کژکارکردهای عوامل نهادی نقشی تعیین‌کننده در ممانعت از دسترسی به مسکن و پیامدهای آن مانند حاشیه‌نشینی، جدایی‌گزینی و قطبی‌شدگی شهر دارند. روش پژوهش حاضر تحلیل مضمون بوده که با رویکردی استقرایی، مضامین صریح و پنهان تمامی اسناد قانونی مرتبط با مسکن را از منظر عدم دسترسی به آن استخراج کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فهم ابعاد منفی سرمایه اجتماعی و رابطه آن با فقر روستایی: رویکردی کیفی ((مورد مطالعه؛ فقرای روستایی تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهرستان ایلام))</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_107010.html</link>
      <description>هدف این پژوهش فهم ابعاد منفی سرمایه اجتماعی و رابطه آن با فقر روستایی می باشد. رویکرد مورد استفاده در این تحقیق، کیفی با استفاده از روش نظریه داده بنیاد می باشد. در این مطالعه کل روستاهای شهرستان ایلام شناسایی و بر اساس شاخص های محرومیت 5 روستا مورد مطالعه قرار گرفت. بعد از 21 مورد مصاحبه عمیق و 6 مورد بحث گروهی به اشباع تئوریک دست پیدا کردیم؛مقوله "فقر ،نابرابری و توسعه نامتوازن" به عنوان مقوله هسته ای انتخاب گردید.شرایط علی شکل گیری مقوله فوق، روابط و ساختار نابرابر اجتماعی، ناکارآمدی نهادی و رسوم و هنجارهای بازدارنده توسعه می باشد. از راهبردهای مورد استفاده جهت مواجه با پدیده نابرابری و فقر در این مطالعه می توان به راهبرد خاموش و توسل به اقتدارگرایی سنتی اشاره کرد. پیامدهای اتخاذ چنین راهبردهایی نیز ازهم پاشیدگی سرمایه اجتماعی ، ناخرسندی اجتماعی، توسعه نیافتگی اقتصادی و اجتماعی و تداوم فقر و نابرابری می باشد</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاوش فرایندهای اجتماعی چگونگی شکل‌گیری کار کودک در شهر تهران: بسوی یک نظریه زمینه‌ای</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_107134.html</link>
      <description>کار کودک مساله ای فراگیر در سراسر جهان است لیکن علل موجبه و تداوم بخش آن در کشورهای مختلف یکسان نیست.این پدیده در ایران،علی-رغم وضع قوانین و مقررات بازدارنده و اجرای دهها طرح مداخله ای،بنابر عللی از جمله بی توجهی به فرایند ساخت اجتماعی کار،هم‌چنان در مقابل سیاستگذاری ها و برنامه ریزی هاایستادگی نموه،تداوم یافته است.علیرغم آنکه طیف گسترده‌ای از نظریه ‌ها و گفتمان‌ها درباره دوره کودکی وجود دارد و به رغم وجود مطالعات تجربی قابل ملاحظه در خصوص کار کودک،در بعد جامعه شناختی و از حیث نظریه پردازی توجه چندانی به این مسئله صورت نگرفته است. ناظر بر این چالش ها و با هدف نشان دادن این امر که کار کودک بصورت اجتماعی تولید و بازتولید می شود،در پژوهش حاضر چگونگی شکل‌گیری کار کودک در شهر تهران در چارچوب پارادایم تفسیری،با رویکرد کیفی و انتخاب روش نظریة زمینه ای مورد بررسی قرار گرفته،سه شکل "کار کودک اجیر شده"، "کار کودک معیشتی" و "کار کودک کارگاههای خانوادگی"،شناسایی و در هر سنخ،تشابهات و تفاوت ها مورد واکاوی و توصیف ضخیم واقع شده اند. مدل‌های پارادایمی برای هریک از انواع کار کودک،ترسیم و خط داستان برای هر یک از آنها تعریف گردید.بر اساس طرح واره نظری تحقیق،توجه به کار کودک به عنوان پدیده ای چندسطحی و به مثابه یک نهاد،فرآیند و تجربه پیشنهاد گردید.در نهایت اشکال متنوع کار کودک بر اساس دو محور عاملیت و ساختار دسته بندی شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خانواده به‌مثابه سپر اجتماعی تاب‌آوری؛ بازخوانی نقش سرمایه‌های خانوادگی در تاب‌آوری تحصیلی</title>
      <link>https://jsr.ut.ac.ir/article_108021.html</link>
      <description>دانش‌آموزان در زندگی روزمره با مجموعه‌ای فزاینده از فشارهای فردی و محیطی روبه‌رو هستند؛ فشارهایی که ریشه در شرایط اجتماعی، عاطفی و تحصیلی حاکم بر مدرسه، خانه و جامعه دارد. همین روند، ضرورت توجه به سازوکارهای حمایتی مؤثر در مواجهه با این چالش‌ها را برجسته کرده است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاب‌آوری تحصیلی دانش‌آموزان بر اساس الگوی حضور والدین و با تأکید بر نقش سرمایه‌های خانوادگی، در میان نمونه‌ای از دانش‌آموزان شهر تهران انجام شده است. مطالعه حاضر با رویکرد پیمایشی و با بهره‌گیری از پرسشنامه انجام شده است. حجم نمونه ۳۸۰ نفر با استفاده از نرم‌افزار Spss Sample Power برآورد شد و شرکت‌کنندگان از طریق روش‌های نمونه‌گیری خوشه‌ای و طبقه‌ای انتخاب شدند. پرسشنامه تحقیق نیز از روایی و پایایی قابل‌قبولی برخوردار بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات به استفاده از ترکیبی از نرم افزارهای Spss، Amos و PLS انجام شد. یافته‌های توصیفی نشان می‌دهد که خانواده‌های دووالدی از سطح بالاتری از سرمایه اجتماعی، حمایت اجتماعی و پایگاه اقتصادی&amp;amp;ndash;اجتماعی نسبت به خانواده‌های تک‌والدی برخوردارند. این تفاوت‌ها، خود را در نتایج مربوط به تاب‌آوری تحصیلی نیز نشان می‌دهد؛ به‌طوری‌که ۵۹ درصد از فرزندان خانواده‌های دووالدی در سطح بالای تاب‌آوری تحصیلی قرار دارند، در حالی‌که این میزان در میان فرزندان خانواده‌های تک‌والدی تنها ۲۸ درصد بود. تحلیل استنباطی نیز نشان داد سرمایه اجتماعی و حمایت اجتماعی خانواده با تاب‌آوری تحصیلی رابطه‌ای مثبت و معنادار دارند و در خانواده‌های دووالدی این اثرگذاری قوی‌تر است؛ به‌عبارتی، تاب‌آوری تحصیلی فرزندان دووالدی بیش از فرزندان تک‌والدی از عوامل خانوادگی تأثیر می‌گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
